قانون اول:
سعی کنید با مشغول کردن خودتان با کارهای دیگر غمها را از ذهنتان دور نگه دارید.برای رهایی از کرم هایی که ذهن وفکر شما را می خورند بهترین روشی که می توانید بکار ببرید.دایما در حرکت بودن و فعالیت داشتن است.
قانون دوم:
به موضوعات کوچک خیلی توجه نکنید و ذهنتان را با آنها مشغول نکنید اجازه ندهید که مورچه های کوچک زندگیتان را خراب کنند .
قانون سوم:
برای رهایی از ناراحتی هایتان از قانون احتمالات استفاده کنید از خودتان این سوال را بپرسید : احتمال به وقوع پیوستن این موضوع چند در صد است؟
قانون چهارم:
با قطعیات همراهی کنید اگر در شرایطی قرار گرفته اید که کنترل آن از توان شما خارج است به خودتان این را بگویید :
((این موضوع محال است شکل دیگری پیدا کند.))
قانون پنجم:
به غم هایتان دستور توقف دهید.
میزان ارزش هر چیزی را برای خودتان مشخص کنید و سعی کنید بیش از آن به موضوع فکر نکرده و اهمیت ندهید.
((خودمان را برای مسایل ساده و پیش پا افتاده ای
که در واقع باید به فراموشی بسپاریم ناراحت نکنیم. فراموش
نکنیم زندگی کوتاه تر از آن است که آن را حقیر بشماریم))
خدایا !
به من برای پذیرش چیز هایی که قدرت تغییر آن را ندارم
صبر
وبرای آنهایی که قادر به تغییر هستم
جسارت
و برای تشخیص اینها از یکدیگر عقل عطا فرما.
ایرادها و انتقادات غیر منصفانه و نا حق در اصل یک تحسین و تعریف سر پوشیده و مخفی است این نشان می دهد که برخی به شما حسادت می کنند و نمی توانند شما را تحمل کنند فراموش نکنید به سمت درختی که میوه می دهد سنگ پرتاب می کنند.
هر کاری از دست تان بر می آید انجام دهید چترتان را باز کنید تا باران انتقادات شما را خیس نکند و از شانه هایتان چکه نکند.
کارهای احمقانه ای که انجام داده اید در دفتری بنویسید چون انتظار بی عیب و نقص بودن را ندارید به انتقادات سازنده و از روی حسن نیت گوش فرا دهید.
هوا گرفته بود، باران می بارید، کودکی آهسته گفت خدایا گریه نکن درست می شه... امیدوارم ذهنتان پر از خالی و دلتان پر از خدا باشد.