سفارش تبلیغ
صبا
گناهى که تو را زشت نماید نزد خدا بهتر است از کار نیکى که پسندت آید . [نهج البلاغه]

عباس قهرمان فریاد برآورد

ارسال‌کننده : آزیتا نیکوکار در : 92/8/22 8:12 صبح



والله ان قطعتموا یمینی *** انی احامی ابدا عن دینی
و عن امام صادق الیقین *** نجل النبی الطاهر الامین

به خدا سوگند حتی اگر دست راستم را قطع کنید
تاابد از آیینم دفاع خواهم کرد
و از امامی که صادق الیقین است
همان فرزند پیامبر پاک و امین



کلمات کلیدی :

السلام علیک یا ابا عبدالله

ارسال‌کننده : آزیتا نیکوکار در : 92/8/17 9:32 صبح

ایام سوگواری سالار شهیدان و شهدای گرانقدر صحرای کربلا را تسلیت می گویم.




کلمات کلیدی :

چهار سال گذشت

ارسال‌کننده : آزیتا نیکوکار در : 92/8/9 7:4 صبح

بهترین شعر و نغمه تقدیم تو باد

همسر عزیزم با ورود به پنچمین سال زندگی مشترکمون شادی بی نهایتم را تقدیم عشق پاکت می کنم.

درسهایی که با هم در مسیر کمال گرفتیم بهترین هدیه ای بود که من از این وصلت فرخنده گرفتم.

دوستت دارم

پاینده باشی




کلمات کلیدی :

اصل انسانیت

ارسال‌کننده : آزیتا نیکوکار در : 92/7/29 3:54 عصر

شب سردی بود …. پیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردمی که میوه میخریدن …شاگرد میوه فروش تند تند پاکت های میوه رو توی ماشین مشتری ها میذاشت و انعام میگرفت … پیرزن باخودش فکر میکرد چی میشد اونم میتونست میوه بخره ببره خونه … رفت نزدیک تر … چشمش افتاد به جعبه چوبی بیرون مغازه که میوه های خراب و گندیده داخلش بود … با خودش گفت چه خوبه سالم ترهاشو ببره خونه … میتونست قسمت های خراب میوه ها رو جدا کنه وبقیه رو بده به بچه هاش … هم اسراف نمیشد هم بچه هاش شاد میشدن … برق خوشحالی توی چشماش دوید ..دیگه سردش نبود !پیرزن رفت جلو نشست پای جعبه میوه …. تا دستش رو برد داخل جعبه شاگرد میوه فروش گفت : دست نزن نِنه ! وَخه برو دُنبال کارت ! پیرزن زود بلند شد …خجالت کشید ! چند تا از مشتریها نگاهش کردند ! صورتش رو قرص گرفت … دوباره سردش شد ! راهش رو کشید رفت … چند قدم دور شده بود که یه خانمی صداش زد : مادر جان …مادر جان ! پیرزن ایستاد … برگشت و به زن نگاه کرد ! زن مانتویی لبخندی زد و بهش گفت اینارو برای شما گرفتم ! سه تا پلاستیک دستش بود پر از میوه … موز و پرتغال و انار ….پیرزن گفت : دستِت دَرد نِکُنه نِنه….. من مستحق نیستم! زن گفت : اما من مستحقم مادر
من … مستحق داشتن شعور انسان بودن و به هم نوع توجه کردن ودوست داشتن همه انسانها و احترام به همه آنها بی هیچ توقعی  …اگه اینارو نگیری دلمو شکستی ! جون بچه هات بگیر ! زن منتظر جواب پیرزن نموند … میوه هارو داد دست پیرزن و سریع دور شد … پیرزن هنوز ایستاده بود و رفتن زن رو نگاه میکرد … قطره اشکی که تو چشمش جمع شده بود غلتید روی صورتش … دوباره گرمش شده بود … با صدای لرزانی گفت : پیر شی ننه …. پیر شی ! خیر بیبینی این شب چله مادر!
در تصاویرحکاکی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچکس عصبانی نیست
 هیچکس سوار بر اسب نیست
هیچکس را در حال تعظیم نمی بینید
 در بین این صدها پیکر تراشیده شده حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد.
 “این ادب اصیل مان است:نجابت - قدرتاحتراممهربانیخوشرویی
 یادمان
نرود که ایرانی هستیم



کلمات کلیدی :

9 چیز زشت از 9 نفر زشت است

ارسال‌کننده : آزیتا نیکوکار در : 92/7/27 8:1 صبح

امام علی علیه السلام در روایتی به نه چیز اشاره می کنند که مشاهده آن از 9 نفر زشت تر است.
ایشان می فرمایند:
نه چیز زشت است و از نه کس زشت تر است تا از دیگران :
1- کوتاه دستی و بی عرضگی از پادشاهان و فرمانروایان
2- بخل ورزیدن از توانگران و ثروتمندان
3- زود خشمگین شدن از علماء
4- حرکات سبک و بچه گانه از میانسالان 
5- قطع رابطه از سوی سران و بزرگان 
6- دروغگویی از قضات
7- بیماری مزمن از پزشکان
8- بی حیایی و فحاشی از زنان 
9- تندی و عصبانیت از فرمانروایان
(مستدرک ج11 ص 369)




کلمات کلیدی :