هم اکنون میدانی هدیه چیست هم اکنون میدانی کجا آن را جستجو کنی، هم اکنون میدانی هدیه چگونه میتواند باعث موفقیت شود.
"در دوران کودکی هدیه را بهتر میشناختی اکنون آن را فراموش کرده ای"
هدیه مربوط به گذشته و آینده نیست، هدیه مربوط به زمان حال است، هدیه در واقع هم اکنون است.
اگر از تجربیات گذشته و مسائلی که برایت پیش آمده درس نگرفته باشی به سختی می توانی آن را فراموش کنی.
اگر بدانی گذشته ات را کنار بگذاری شانس موفقیت تو در زمان حال بیشتر می شود.
گذشته ات را به دقت بررسی کن نکات مفید آن را یاد بگیر از آموخته هایت برای بهبود زندگی ات استفاده کن.
تو قادر نیستی گذشته را تغییر دهی، اما میتوانی از آن درس بگیری در این صورت در وضعیت مشابه بهتر میتوانی عمل کنی تا موفقیت بیشتری در زمان حال بدست آورده و از زندگی ات بیشتر لذت ببری.
کسی قادر به پیشگویی و مسلط شدن بر آینده نیست، هرچه برنامه ریزی برای کارهایی که قصد انجام آن را داری بیشتر باشد اضطراب کمتری در زمان حال و درک بیشتری در مورد آینده خواهی داشت.
"آینده شگفت انگیزی را در ذهنت تصور کن یک برنامه ریزی واقع بینانه برای رسیدن به آینده مطلوب انجام بده هم اکنون در زمان حال برنامه ات را اجرا کن"
زندگی کردن در زمان حال تجربه کردن از گذشته و برنامه ریزی برای آینده، همه چیز نیست. تمام این ها زمانی معنا و مفهوم پیدا میکند که در کار و زندگی هدفمند باشید.
باید فهمیده باشید کارهایی که انجام می دهید بستگی به هدف دارد،
برای رسیدن به شادی و خوشحالی باید در زمان حال حضور داشته باشی.
اگر میخواهی زمان حالت از گذشته ات بهتر باشد، باید از گذشته درس بگیری، موقعی که میخواهی آینده ای بهتر از زمان حال داشته باشی باید برای آینده ات برنامه ریزی کنی.
زمانی که در زندگی هدف داری و بر روی چیزهای با اهمیت متمرکز میشوی، امکان مدیریت، حمایت و پشتیبانی عشق و محبت بیشتر خواهد شد.
موفقیت یعنی رسیدن به آن زندگی که استحقاقش را دارید.موفقیت یعنی حرکت به سوی اهداف مورد علاقه تان، موفقیت برای هر فردی مفهومی خاص دارد.
به سه طریق میتوان از زمان حال بهتر استفاده کرد:
1 - در زمان حال حضور داشته باشید :
وقتی مایلید شاد و موفق باشید به چیزهایی که در زمان حال برایتان اهمیت بیشتری دارد تمرکز کنید.
نسبت به مسائلی که در زمان حال از اهمیت بیشتری برخوردارند واکنش مناسب نشان دهید.
2 - از گذشته تان تجریه کسب کنید :
وقتی میخواهید زمان حال شما بهتر از گذشته تان باشد نگاهی به گذشته بیندازید و از نکات با ارزش آن درس بگیرید و در زمان حال کارهایتان را بهتر از گذشته انجام دهید.
3 - برای آینده تان برنامه ریزی کنید :
وقتی به فکر داشتن آینده ای بهتر از زمان حال هستید، آینده مناسب تان را تصور کنید و سپس برای رسیدن به آن برنامه ریزی کنید آنگاه این برنامه ریزی را در زمان حال اجرا کنید.
شاید این سوال برای شما پیش بیاید که چگونه عشق خدا را دریافت کنیم و به آن برسیم. شما در این دنیای مادی هم اگر بخواهید محبت، دوستی و عشق کسی را اصطلاحا مال خود کنید باید به او عشق بورزید و کاری کنید که خوشایند او باشد تا او هم دوستی و محبت خود را نثار شما کند، ولی خدواند همه مخلوقاتش را دوست دارد و البته در بین مخلوقاتش به انسان بخاطر اراده و اختیار و گنجینه مهمی که به وی ارزانی کرده یعنی عقل و تعقل عنایت خاصی دارد که در این بین به انسان موحد و کسی که با عمل صالح به او تقرب می جوید نگاه ویژه ای دارد و او را گرامی تر و بیشتر دوست دارد و این آیات مویّد این حرف است که در قرآن کریم خداوند چنین می فرماید:
إنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا (سوره: مریم آیه: 96 )« همانا کسانى که ایمان آورده و عملهاى شایسته کردهاند، به زودى خداى رحمان براى آنها دوستى و محبتى (در دلهاى فرشتگان و مؤمنان در دنیا و آخرت) قرار مىدهد»
همانطوری که در سطور بالا خدمتتان نوشتم که خداوند همه مخلوقاتش را دوست دارد و در این بین همه انسان ها را هم دوست می دارد با این قول از خدا که می فرماید: وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ (سوره : الاسراء آیه : 70) : و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتیم.
و این می شود محبت فراگیر و عمومی خداوند نسبت به همه بندگانش و این دوست داشتن از ناحیه و جانب خداست که بدون قید و بند همه بندگانش را دوست دارد و البته یک نوع محبت ناب تر و ویژه تری هم دارد که شامل دسته خاصی از انسانها می شود که در آیه آیه: 96 مریم گفتیم. و در آیه دیگر هم در رابطه با عزیز دردانه های خودش چنین می گوید: ان اکرمکم عندالله اتقاکم:همانا گرامی ترین شما نزد خداوند باتقواترین شماست.
پس خداوند همه خلقش را دوست دارد و این بنده خداست اگر بتواند بندگی او را بجا بیاورد خداوند هم به او عشق خواهد ورزید، پس برای بدست آوردن عشق خدا ما باید بسوی او حرکت کنیم، اول از هر چیزی کارهائی رو بایستی انجام بدهیم از قبیل اطاعت، عبادت خدا و تقوای الهی که ما را به دوستی و عشق خدا نزدیک می کند، پس هرگاه به محبت خداوند نزدیک شدی بدان که محبت مردم را هم توانسته ای نزدیک شوی و هرگاه از محبت و عشق خدا دور شدی از آنها هم دور خواهی شد. و تایید این مطلب حدیثی گوهر بار از رسول خداست.
رسول خدا پیامبر مصطفی (صل الله علیه و آله و سلّم ) در این باره چنین می فرمایند: «إن الله إذا أحب عبداً دعا له جبریل، علیه السلام، فقال: إنی أحب فلانا فأحبه، قال: فیحبه جبریل، ثم ینادی فی السماء فیقول: إن الله یحب فلانا فأحبوه، فیحبه أهل السماء، قال: ثم یوضع له القبول فی الأرض، وإذا أبغض الله عبداً، دعا جبریل، فیقول: إنی أبغض فلانا فأبغضه، فیبغضه جبریل، ثم ینادی فی أهل السماء: إن الله یبغض فلاناً، فأبغضوه، قال: فیبغضونه، ثم توضع له البغضاء فی الأرض»
هنگامى که خداوند کسى از بندگانش را دوست دارد به فرشته بزرگش جبرئیل فرماید من فلان شخص را دوست دارم تو هم او را دوست بدار، جبرئیل او را دوست خواهد داشت، سپس در آسمانها ندا مى دهد که اى اهل آسمان ! خداوند فلان شخص را دوست دارد او را دوست دارید، و به دنبال آن همه اهل آسمان او را دوست میدارند، سپس پذیرش این محبت در زمین منعکس مى شود. و هنگامى که خداوند کسى را دشمن بدارد به جبرئیل مى گوید من از او متنفرم، او را دشمن بدار، جبرئیل او را دشمن میدارد، سپس در میان اهل آسمانها ندا مى دهد که خداوند از او متنفر است او را دشمن بدارید، همه اهل آسمانها از او متنفر میشوند، سپس انعکاس این تنفر در زمین خواهد بود.
.
بدرستیکه رسیدن به محبت مردم خیلی سخت و مشکل است و اگر شما بخواهید به دوستی و محبت یه نفر دست پیدا کنید بایستی تلاش بیشتری کنید تا بتوانید محبت او را بدست بیاورید و شاید بعد اینکه کلی به او محبت کردی ولی او حاضر نشود که با شما تبادل محبت و دوستی کند و این در حالیست که او بنده ای است از بندگان خدا که لا یملک من أمر نفسه شیئاً. و این خداوند است که اگر بخواهد بنده اش را عزیز همگان می کند.
اما دوستی و محبت خدا؛ خدواندی که رئوفست و رحیم وَدودست کریم، تنها با اطاعت و تهذیب شما بدست خواهد آمد در حالیکه مشتاقانه و مهذّبانه به سوی او گام بر می دارید.
رسول خدا صلوات الله و سلامه علیه و آله گفتند: « یقول الله عزوجل: من ذکرنی فی نفسه ذکرته فی نفسی ومن ذکرنی فی ملأ ذکرته فی ملأ خیر منه ».
هر که مرا در پپش خود یاد کند، او را در پیش خود یاد کنم، و هر که مرا در میان گروهی یاد کند، او را در میان گروهی بهتر از آن یاد کنم.
یک از علتهای نا امیدی و یأس در زندگی نداشتن هدف می باشد چون اگر کسی در زندگی دارای هدف نباشد سرگشته و حیران خواهد بود چون داشتن هدف در زندگی باعث نظم در امور و سر وسامان گرفتن کارها می شود و وقتی که در زندگی رزمره انسان نظم و ترتیب حاکم باشد انسان کمتر دچار ناامیدی میشود.
پس داشتن هدف و برنامه در زندگی عامل آرامش فکر و روان و شادی در زندگی خواهد بود. در حالیکه بیشتر نا امیدیها و نگاهای تاریک و بدبینانه به زندگی در اثر نداشتن برنامه و هدف روشن در زندگی می باشد که باعث سردرگمی و افسردگی میشود و به ما اجازه لبخند زدن به زندگی را نمی دهد.
داشتن هدف و در راستای رسیدن به آن، داشتن برنامه صحیح در زندگی باعث سعادتمندی و نیکبختی انسان میشود، چرا که با ترسیم دورنمای زندگی، انسان با آرامش خاطر و خیال بهتری می تواند به زندگی خویش بپردازد و با انگیزه و پتناسیل بیشتری برای رسیدن به دورنمای ترسیم شده در زندگی به اهدافش برسد و بدترین حالت زمانیست که انسان در زندگی بلاتکلیف و سرگردان باشد و هیچ برنامه ای برای آینده خویش نداشته باشد. چون خداوند متعال همه موجودات را بر اساس هدف والائی خلق کرده است و در همین رابطه مولا امام علی علیه اسلام چنین می فرمایند که: فما خلق امرؤ عبثا; کسی بدون هدف [و بیهوده آفریده نشده است] .»
پس انسانی که بخاطر هدفی خاص آفریده شده او هم باید در زندگی هدف داشته باشد چون در این عمر چند روزه دنیا داشتن آرزوهای بلند و متعدد و رسیدن به همه انها محال و دست نیافتنی است و بدین خاطر ما باید با گزینش بهترین این آرزو و اهداف که هم سعادت اخروی ما در آن باشد و هم خیر دنیا دست بزنیم و از اجرای برنامه های محتلف و کارهای زیاد و نامربوط در زندگی پرهیز کنیم من اوما الی متفاوت خذلته الحیل :کسی که به کارهای مختلف بپردازد، نقشه ها [و پیش بینیهایش] به جایی نمی رسد .»
و اگر هم به این امر نایل بیاید کارهای مهمتری را ضایع خواهد کرد همانطوری که در کلام امیر مومنان می باشد که می فرمایند: من اشتغل بغیر المهم ضیع الاهم : کسی که به امور غیر مهم بپردازد، مسائل مهم تر را ضایع می سازد. پس بعد از هدف گذاری بایستی به امر مهمتری که باعث رسیدن به هدف می شود بپردازیم و آن چیزی نیست جز داشتن برنامه صحیح و مدون که چراغ راه ما در رسیدن به آرزو و اهدافمان خواهد شد.
چرا برای رسیدن به آرزو و اهداف خود حداکثر تواناییتان را با ایجاد یک نقشه راه و ترسیم دورنما و اجرای یک برنامه منظم بکار نمی گیرید؟ در حالیکه برنامهای که ترسیم می شود از مجموع اهداف فعلی شما و اهدافی که بایستی در آینده آنها را دنبال کنید تشکیل می شود. و همچنین تعیین زمان مورد نیاز برای اجرائی کردن برنامه هائی که دنبال کردن آنها موجب رسیدن شما به آرزو و اهدافتان می شود.
شاید این سوال به ذهن شما خطور کندکه فایده برنامه ریزی برای رسیدن به آرزو و هدف در زندگی چیست؟من جواب این پرسش رو با طرح چند تا سوال خدمتتون عرض می کنم.
آیا شما می توانیید برنامه سفر زیارتی یا سیاحتی که برای خود و یا خانوادتون در تدارک دیدهاید، بدون هیچ راهنما و یا کمکی به ای سفر بروید؟
آیا شما می توانید یک فن یا هنری را بدون استاد و یا راهنمای زبردست فرا بگیرید؟
و خیلی آیاهای دیگر که برای رسیدن به نتیجه مطلوب در همه این موارد نیاز به برنامه ریزی می باشد و داشتن راهنما برای رسیده به نتیجه دلخواه الزامی می باشد. خب همه این موضوعات گفته شده و نشده جزئی و قسمتی از زندگی ما آدما را تشکیل دادهاند، آیا ما برای خود زندگی که در برگیرنده همه اینها می باشد نباید هدف گذاری و برنامه ریزی صحیح داشته باشیم؟ چون اگر زندگی دارای هدف و برنامهریزی صحیح و مدون نباشد آینده ای روشنی در انتظار ما نخواهد بود و به طریق اولی به آرزو و خواسته هایمان هم نخواهیم رسید.
این مقوله یعنی داشتن هدف در زندگی و امور آن و برنامه ریزی صحیح برای رسیدن به آن هدف یا اهداف یکی از بحث های مهم علم روانشناسی می باشد که ما به اختصار در این مقاله از آن صحبت می کنیم و صحبت بیشتر در این مورد را به مقاله و نوشته دیگر واگذار می کنیم. و این را بایستی یادآور شوم که هیچ کار و اموری در زندگی بدون برنامه ریزی فعالیتی کامل نخواهد بود.
البته باید خدمتتان عرض کنم که نبایستی برای رسیدن به هدف دست به هر برنامه و وسیلهای بزنیم چرا که هدف باعث توجیه شدن وسیله نمی شود و در همین زمینه امام علی علیه السلام فرمودهاند: «ما ظفر من ظفر الاثم به ، و الغالب بالشر مغلوب « کسى که گناه بر او پیروز شد، شکست مى خورد و کسى که از راه بدى بر دشمن ظفر یافت در واقع مغلوب است ».
داشتن برنامه در زندگی باعث می شود که از امور غیر مترقبه ای که باعث تغییر روند در برنامه زندگی می شود کاسته شود و با داشتن برنامه صحیح و جامعه حوادث و اتفاقات حادث شده در زندگی کمتر بتواند ما را از مسیر برنامه ریزی شده خارج سازد و یا باعث عدم موفقیت در زندگی و عقب افتادن امور روزمره زندگی شود.
پس با این تفاسیر؛ چرا شما برای زندگیتان برنامه ریزی نمی کنید؟ همین حالا دست به کار شوید و یک برنامه جامع و عملی را برای اهداف کوتاه مدت و بلند مدت زندگیتان ترسیم کنید، البته این نکته مهم و حیاتی را هم نباید از ذهن دور نگه دارید که زندگی دنیوی محل آزمایش و سنجش اعمال ماست و کارنامه قبولی یا مردودی را در دنیای دیگر خواهیم گرفت پس سعی کنیم در برنامه زندگی و روزمرهمان اموری که باعث قبولی ما در اخرت می شود هم بگنجانیم.
زندگی فرصتی است برای خدایی شدن و هدفی که منظور نظر دین و اولیای الهی است, ساختن انسان خدایی است. هر مکتبی الگوی خاصی را برای انسان سازی معرفی می کند, الگویی که ادیان توحیدی معرفی می کنند, انسان خدایی است. تمامی پیامبران و رهبران دینی برای خدایی شدن انسان تلاش کرده اند. آنها به هر چیزی که دعوت کرده اند مانند دانش, عدالت, اخلاق و معنویت, همه برای این بوده است که از انسان موجودی خدایی بسازند. تقرب به خداوند به همین معنای خدایی شدن و خداگونگی است.
مفهوم خدایی شدن, به این معنا است که انسان محور تمام زندگی, تصمیم گیری ها و اندیشه های خودش را خداوند و خدایی شدن قرار دهد. به طور مثال سخن اش خدایی شود, یعنی درباره خدا و صفات خدا و مظاهر خدا و به خاطر خدا سخن بگوید, نگاهش خدایی باشد, خدا پسند باشد به چهره های خداگونه بنگرد و به چیزی که خداوند راضی نیست, نگاه نکند. خدایی بیاندیشد, یعنی به خدا بیاندیشد و برای شناخت حقیقت هستی تلاش کند و برای خدا فکر و اندیشه اش را به کار بیاندازد و نیز خداگونه عمل کند. انبیای الهی اینطور بودند, تمام فکر و ذکر آنها خدا بود. مثل اینکه جز خدا و رابطه با او, شناخت و عبادت او, دعوت به او و جهاد در راه او, کار دیگری در این جهان نداشتند, زیرا کمال و سعادت انسان در خدایی شدن و به رنگ خدا در آمدن است, به همین دلیل تمامی انبیا انسان را به پرستش توحیدی خداوند دعوت می کردند. یک انسان خدایی اینطوری است. اهل عبادت خدا است, اهل اندیشه دینی و الهی است, تخلق به اخلاق الهی دارد و رفتارش خداگونه است.