سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
امید
برای آدمی زشت است که عملش از دانشش کمتر باشد و کردارش به گفتارش نرسد . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :0
بازدید دیروز :12
کل بازدید :6282
تعداد کل یاداشته ها : 262
28/2/91
1:47 ص
1 2 3 4 5 >> >
هرگز خودم را به دلیل شکست سرزنش نمی‌کنم. چرا که دقیقا می‌دانم چگونه دوباره به برتری دست یابم. مهارت و استعداد را مانند ماهیچه‌های بدن می‌توان قوی کرد.

بیش از دو دهه، اریکسون بر این باور بود که تنها استعداد ذاتی تعیین‌کننده‌ی میزان موفقیت در کار نیست، بلکه بیش از آن، تلاشی است که از خود نشان می‌دهیم. به گفته‌ی اریکسون این تلاش «تمرین برنامه‌ریزی شده و مطالعه» است. در حال حاضر، بسیاری از محققان  معتقدند که انجام چنین تمریناتی به حداقل 1000 ساعت وقت نیاز دارد تا مهارت‌های لازم جهت کار در محیط‌های کاری سخت، کسب شود.


این دیدگاه، فوق‌العاده است. با استناد به آن می‌توانیم به طرز قابل توجهی بر نتایج کارمان تاثیر بگذاریم. اما از طرف دیگر، نگرانی‌هایی هم به دنبال می‌آورد. یکی از مهم‌ترین نکاتی که اریکسون متوجه شد، این بود که تمرین، به عنوان اساسی‌ترین پارامتر کسب موفقیت می‌تواند سخت و خسته کننده باشد.

اگر واقعا مصمم هستید که ممتاز باشید، باید سرسختانه مبارزه کنید و تنبلی را کنار بگذارید. ناامیدی، کشمکش‌های بیهوده، عقب‌نشینی و کم‌کاری، در این مسیر جایی ندارند.

حالا زمان آن رسیده که این 6 کلید طلایی و موثر را با هم مرور کنیم:

1- فعالیتی را دنبال کنید که دوست دارید و از انجام آن لذت می برید: علاقه، موجب افزایش انگیزه، تقویت تمرکز، انعطاف‌پذیری و پشتکار می‌شود.

2-ابتدا، دشوارترین کار را انجام دهید: بیشتر ما به طور معمول، ابتدا به سراغ فعالیت‌های خوشایند و لذت‌بخش می‌رویم و از رنج و زحمت فراری هستیم. اریکسون و همکارانش به این نتیجه رسیدند که اکثر افراد موفق و کارا، کارهای مورد علاقه‌ی خود را به تاخیر می‌اندازند و در آغاز روز، فعالیت‌های سخت را انجام می‌دهند. زیرا در شروع کار‌، بیشترین انرژی را داریم.

3-در انجام کارها، سخت گیر باشید:  90 دقیقه، بدون وقفه کار کنید و سپس به خودتان استراحت دهید. به نظر می‌رسد که نود دقیقه، بهترین زمانی است که می‌توان حداکثر تمرکز را در انجام هر نوع فعالیت داشته باشیم. شواهد نشان می‌دهد، افراد کارا، فعالیت‌‌های سخت را بیش از 5/4 ساعت در روز  انجام نمی‌دهند.

4-گه‌گاه بازخورد افراد متخصص را بررسی کنید: هر چه بازخورد ساده و مختصرتر باشد، شما هم در اعمال تغییرات مورد نظرتان موفق‌تر هستید. بازخوردهای طولانی و پی‌درپی، در یادگیری اختلال ایجاد کرده، اضطراب‌آور هستند.

5-درفواصل منظم به خودتان زنگ
تفریح بدهید: پس از انجام هر نوع فعالیت سخت، تمدد اعصاب و کمی استراحت لازم است تا تجدید قوا کرده متابولیسم بدنتان برای یادگیری و تلاش مجدد تنظیم شود. افزون بر این، در زمان استراحت نیم کره‌ی راست مغز متعادل‌ شده، خلاقیت ایجاد می‌کند.

6- برای کار با خود قرارداد ببندید:
نظم و اراده اهمیت زیادی دارد اما ما آن را جدی نمی‌گیریم. بهترین روش برای اینکه از عهده وظایف سخت برآیید، این است که بر مبنای پاره‌ای تشریفات و قراردادهای مذهبی‌، زمان‌های مخصوصی را به انجام هر کار اختصاص دهید تا نظم و قانون به طور جدی وارد زندگی شما شود. بعد از مدتی، متوجه می‌شوید که دیگر بدون اتلاف انرژی، قادر به انجام فعالیت‌هایتان هستید. 

هرگز خودم را به دلیل شکست سرزنش نمی‌کنم. چرا که دقیقا می‌دانم چگونه دوباره به برتری دست یابم.
 
مهارت و استعداد را مانند ماهیچه‌های بدن می‌توان قوی کرد.

30/8/90::: 4:30 ص
نظر()
  
  
آرامش ضرورتی است برای عملکرد مناسب و سالم در زندگی انسان ها. اهمیت آرامش بیشتر در محیط های جمعی و در مواجهه و برخورد انسان ها با یکدیگر به چشم می آید. جایی که باید قدرت تحمل برای پایداری روابط به حداکثر برسد..زندگی امروزه به گونه ای است که آرامش در آن حلقه ی مفقوده ی کارکرد نظام های بشری گردیده است. با عنایت به مطالب فوق الذکر در این مجال 40 سفارش جمع آوری شده برای نیل به آرامش در زندگی ارائه می گردد: 
  -1شکرگذار نعمات الهی باشید
.2-نیایش کنید
.3-سکوت کنید و با صدای ملایم صحبت کنید
.-4باغبانی کنید.
-5به صدای آواز پرندگان گوش بسپارید.
-6طلوع و غروب خورشید را تماشا کنید
.7-گلها را ببویید
.8-به دامان طبیعت بروید
.9-ساعت مچی را رها کنید.
-10شقیقه‌هایتان را ماساژ دهید.
-11موهای خود را شانه بزنید.
-12موسیقی مورد علاقه خود را گوش دهید.
-13لبخند بزنید.
-14نفس عمیق بکشید.
-15هر روز استحمام کنید.
-16شیر بخورید.
-17ظرفی پر از میوه را تماشا کنید.
-18هر روز 8 لیوان آب بنوشید.
-19تغذیه مناسب داشته باشید
.20-به میزان کافی استراحت کنید
 21- بازی کنید.
-22با دوستی رازدار؛ درد دل کنید
.23-اشک بریزید.
-24پاکیزه باشید.
-25نظم را رعایت کنید.
-26صادق و راز نگهدار باشید.
-27به کسانی که دوستشان دارید ابراز علاقه کنید.
-28همه کائنات را دوست بدارید.
-29به خود و دیگران احترام بگذارید.
-30مودب و مهربان باشید.
-31به قولهایتان عمل کنید.
-32مشکلات و تشویق های خود را بنویسید.
-33لیستی از موفقیتهایی که تا کنون کسب کرده‌اید فراهم کنید.
-34مثبت اندیش باشید.
-35خود و دیگران را ببخشید
.36-گذشته را رها کنید و در اکنون جاودانه زندگی کنید.
-37بخشش کنید.
-38برای رسیدن به اهداف خود برنامه ریزی کنید.
-39اهداف خود را تعیین کنید.
-40به خدا ایمان داشته باشید.

  
  

در افسانه‏ها آمده، روزی که خداوند جهان را آفرید، فرشتگان مقرب را به بارگاه خود فراخواند و از آنها خواست تا برای پنهان کردن راز زندگی پیشنهاد بدهند.  یکی از فرشتگان به پروردگار گفت: خداوندا، آنرا در زیر زمین مدفون کن.  فرشته دیگری گفت: آنرا در زیر دریاها قرار بده.  و سومی گفت: راز زندگی را در کوه‏ها قرار بده.
ولی خداوند فرمود: اگر من بخواهم به گفته‏های شما عمل کنم، فقط تعداد کمی از بندگانم قادر خواهند بود آنرا بیابند، در حالی که من میخواهم راز زندگی در دسترس همه بندگانم باشد.  در این هنگام یکی از فرشتگان گفت: فهمیدم کجا، ای خدای مهربان، راز زندگی را در قلب بندگانت قرار بده، زیرا هیچکس به این فکر نمی‏افتد که برای پیدا کردن آن باید به قلب و درون خودش نگاه کند.
و خداوند این فکر را پسندید.


  

یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک اسکناس بیست دلاری را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟   دست همه حاضرین بالا رفت.   سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن میخواهم کاری بکنم.   و سپس در برابر نگاه‏های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و باز پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟   و باز دستهای حاضرین بالا رفت.   این بار مرد، اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آنرا روی زمین کشید. بعد اسکناس را برداشت و پرسید: خوب، حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟ و باز دست همه بالا رفت.   سخنران گفت: دوستان، با این بلاهایی که من سر اسکناس آوردم، از ارزش اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید.   و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همین‏طور است، ما در بسیاری موارد با تصمیماتی که میگیریم یا با مشکلاتی که روبه‏رو میشویم، خم میشویم، مچاله میشویم، خاک‏آلود میشویم و احساس میکنیم که دیگر پشیزی ارزش نداریم، ولی اینگونه نیست و صرف‏نظر از اینکه چه بلایی سرمان آمده است، هرگز ارزش خود را از دست نمیدهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم پر ارزشی هستیم


  
روزی از دانشمندی ریاضیدان نظرش را درباره زن و مرد پرسیدند...جواب داد اگر زن یا مرد دارای ( اخلاق) باشند پس مساوی هستند با عدد یک =1 اگر دارای (زیبایی) هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم =10 اگر (پول) هم داشته باشند دوتا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =100 اگر دارای (اصل و نصب) هم باشند پس سه تا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =1000 ولی اگر زمانی عدد یک رفت (اخلاق) چیزی به جز صفر باقی نمی ماند و صفر هم به تنهایی هیچ نیست پس ان انسان هیچ ارزشی نخواهد داشت = = = = = =

نتیجه : اگر اخلاق نباشد انسان خدای ثروت و اصل و نسب و زیبایی هم باشد هیچ نیست ....